حسين فاطمى
101
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
اسماء من اسماء اللّه لو وضعت فى كفّة الميزان و وضعت سيّئات الخلق فى كفّة اخرى لرجحت حسناتهم . « 1 » [ پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله فرمود : امت من در حالىكه بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مىگويند در روز قيامت مىآيند و حسنات آنها در ميزان و ترازو سنگينى مىكند . گفته مىشود چرا اين گونه است ؟ در جواب آن ، انبيا عليهم السّلام مىگويند : ابتداى سخن آنها سه اسم از نامهاى خداوند بود كه اگر در يك كفه ترازو قرار گيرد و سيئات مخلوقات در كفه ديگر ، حسنات آنها سنگينى كند . ] وجد رجل قرطاسا فيه اسم اللّه تعالى فرفعه و كان عنده درهم فاشترى به طيبا فطيّبه فرأى فى المنام كأنّ قائلا يقول كما طيّبت اسمى لأطيّبنّ ذكرك . « 2 » [ مردى كاغذى حاوى نام خداوند متعال يافت . پس آن را برداشت و با درهمى كه داشت عطر خريد و كاغذ را خوشبو ساخت . پس در خواب ديد كه گويندهاى مىگويد : همانطور كه نامم را خوشبو ساختى ياد تو را نزد مردم خوش مىسازم . ] در احوال بشر حافى نيز همين قضيه ذكر شده كه سبب توبه او اين شد و ما قبلا ذكر نموديم . فى مصيبة الامام موسى بن جعفر عليه السّلام آن شهنشاهى كه ، بُد كُحل ملك خاك سرايش * عاقبت در كنج زندان داد چرخ از كينه جايش موسى جعفر عليه السّلام كجا وين كُنده و زنجير زندان * نو گل ايمان كجا وين خوارى بىانتهايش آن سليمانى كه بودش عالمى در بند فرمان * اهرمن بست از جفا در بند محنت دست و پايش چار سال افتاد در غربت اسير دام كربت * كس ز حال زار او آگه نبودى جز خدايش نالهء جانسوز مونس ، آه آتش بار همدم * كندهء پا همنشين ، زنجير گردن همنوايش خشت بالين خاك بستر غصّه يار و درد ياور * سيل اشك ديده آب و لخت خون دل دوايش فى « سفينة البحار » فى لغة جهل : قال الرّاغب فى « الذريعه » : إنّه دخل حكيم على رجل فرأى دارا منجّدة « 3 » و فرشا مبسوطة و رأى صاحبها خلوا من الفضيلة فبزق فى وجهه ، فقال له : ما
--> ( 1 ) - مجموعهء ورّام 1 / 32 . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - اى مزيّنة يقال بيت منجّد اى مزيّن ( مجمع البحرين ) .